باشگاههای فوتبال ایران، حتی با وجود میلیونها هوادار و گردش مالی بالا، همچنان از داشتن ورزشگاه اختصاصی محروماند. این وضعیت ناشی از مشکلات اقتصادی، ساختار دولتی، سوءمدیریت و نبود امنیت سرمایهگذاری است. ورزشگاهها در فوتبال مدرن نه تنها محل برگزاری مسابقه، بلکه پایههای درآمدزایی باشگاهها محسوب میشوند.
به گزارش مگزین و به نقل از خبر آنلاین، در فوتبال حرفهای امروز، ورزشگاهها صرفاً مکانی برای برگزاری مسابقات نیستند؛ بلکه به داراییهای اقتصادی و یکی از مهمترین پایههای درآمدزایی باشگاهها تبدیل شدهاند. یک استادیوم مدرن میتواند از طریق بلیتفروشی، حق نامگذاری، تبلیغات محیطی، فروشگاه، موزه، رستورانها، فضاهای تجاری و میزبانی رویدادهای مختلف، درآمد مستمری برای باشگاه ایجاد کند. به همین دلیل، باشگاههای بزرگ دنیا ورزشگاه را یک دارایی مولد میدانند، نه یک هزینه. با این حال، حتی بزرگترین و پرهوادارترین باشگاههای ایران همچنان از داشتن ورزشگاه اختصاصی محروماند. استقلال و پرسپولیس سالهاست درگیر استفاده از ورزشگاههای دولتی هستند و بسیاری از باشگاههای دیگر نیز شرایط مشابهی دارند.
موانع ساخت و بهرهبرداری از ورزشگاههای اختصاصی
بحران مالی و مدل درآمدی معیوب
یکی از اصلیترین موانع، وضعیت مالی باشگاههاست. بسیاری از باشگاههای ایرانی با بدهیهای انباشته، پروندههای حقوقی، مطالبات بازیکنان و مربیان و هزینههای سنگین جاری دستوپنجه نرم میکنند. در چنین شرایطی، ساخت یک ورزشگاه چند هزار میلیارد تومانی بیشتر شبیه به یک رؤیاست. علاوه بر سرمایه اولیه بسیار سنگین، ساخت یک ورزشگاه استاندارد به منابع مالی پایدار برای نگهداری و بهرهبرداری نیاز دارد که شامل هزینههای چمن، نورپردازی، تأسیسات، صندلیها، سیستمهای امنیتی، فناوری فروش بلیت و تعمیرات دورهای میشود.
مشکل بزرگتر اما مدل درآمدی فوتبال ایران است. بخش عمده منابع باشگاهها همچنان از مالکان دولتی، شبهدولتی یا صنایع بزرگ تأمین میشود. هنگامی که هزینههای یک باشگاه از بودجه سالانه تأمین شود، مدیران معمولاً انگیزه کمتری برای ایجاد یک دارایی بلندمدت دارند، زیرا اولویت اصلی، پرداخت هزینههای همین فصل است.
ساختار مالکیت و نبود امنیت سرمایهگذاری
مشکل دیگر به ساختار مالکیت بازمیگردد. در فوتبال ایران، مالک باشگاه و مالک ورزشگاه معمولاً یک مجموعه نیستند. باشگاه از یک ورزشگاه استفاده میکند، اما اختیار کامل توسعه و بهرهبرداری اقتصادی از آن را ندارد. این وضعیت یک دور باطل ایجاد کرده است: باشگاه چون مالک نیست، انگیزه کافی برای سرمایهگذاری ندارد و دولت یا نهاد مالک نیز به دلیل محدودیت منابع، توان نوسازی و توسعه ورزشگاه را ندارد.
طرح واگذاری بلندمدت ورزشگاهها به باشگاهها سالهاست مطرح میشود، اما در عمل به یک سیاست فراگیر تبدیل نشده است. حتی در صورت واگذاری ۲۰ یا ۳۰ ساله، پرسشهای مهمی درباره مالکیت، نحوه سرمایهگذاری، حقوق بهرهبرداری و امنیت سرمایه مطرح میشود. سرمایهگذار زمانی حاضر است میلیاردها تومان در یک پروژه هزینه کند که مطمئن باشد در سالهای آینده امکان بهرهبرداری و بازگشت سرمایه را خواهد داشت. نبود چنین تضمینی، یکی از مهمترین دلایل فرار سرمایه از حوزه زیرساختهای ورزشی است.
سوءمدیریت و نگاه کوتاهمدت مدیران
سوءمدیریت نیز بخش مهمی از این معادله است. مدیران باشگاههای ایرانی معمولاً ثبات شغلی بلندمدت ندارند. مدیری که نمیداند شش ماه یا یک سال دیگر همچنان در جایگاه خود خواهد بود، طبیعی است که به پروژهای دهساله فکر نکند. در چنین ساختاری، موفقیت مدیر بیشتر با نتیجه مسابقه بعدی، خرید بازیکن جدید یا جذب مربی سرشناس سنجیده میشود تا ایجاد یک دارایی ماندگار.
به همین دلیل، بخش قابل توجهی از منابع باشگاهها صرف نقلوانتقالات، قرارداد بازیکنان و مربیان و پرداخت بدهیهای فوری میشود. این هزینهها البته برای ادامه فعالیت تیم ضروری هستند، اما مشکل زمانی شکل میگیرد که تقریباً تمام منابع در همین بخش مصرف شوند و سهم زیرساخت نزدیک به صفر باقی بماند.
چرخه معیوب و راه برونرفت
فقدان ورزشگاه اختصاصی فقط یک مشکل زیرساختی نیست؛ بخشی از یک چرخه اقتصادی معیوب است. باشگاه ورزشگاه اختصاصی ندارد، بنابراین بخشی از درآمدهای بالقوه خود را از دست میدهد. درآمد پایینتر باعث وابستگی بیشتر به بودجه مالک میشود. وابستگی به بودجه نیز انگیزه ایجاد دارایی مستقل را کاهش میدهد و دوباره باشگاه به همان نقطه اول بازمیگردد. این چرخه در نهایت باشگاههایی را تولید میکند که با وجود هواداران میلیونی، برندهای شناختهشده و ظرفیت اقتصادی بالا، همچنان برای تأمین هزینههای جاری خود به منابع بیرونی وابستهاند.
در این میان، وضعیت ورزشگاه آزادی نیز اهمیت ویژهای دارد. این ورزشگاه که برای دههها مهمترین مرکز فوتبال ایران بوده، امروز با مشکلات فرسودگی و نیاز به بازسازی جدی مواجه است. ورزشگاههای جایگزین نیز در بسیاری از موارد استانداردهای لازم برای میزبانی مسابقات حرفهای را ندارند.
راه خروج از این وضعیت، صرفاً ساخت یک ورزشگاه جدید نیست. فوتبال ایران پیش از هر چیز به تغییر مدل حکمرانی نیاز دارد. واگذاری واقعی مالکیت یا حق بهرهبرداری بلندمدت، خصوصیسازی بر اساس اهلیت، ایجاد امنیت حقوقی برای سرمایهگذار، الزام باشگاهها به ایجاد زیرساخت و تدوین استانداردهای روشن برای صدور مجوز حرفهای میتواند مسیر تازهای ایجاد کند.
همچنین باید نگاه مدیران از باشگاه بهعنوان یک تیم فوتبال به باشگاه بهعنوان یک بنگاه اقتصادی ورزشی تغییر کند. باشگاه حرفهای باید بتواند دارایی ایجاد کند، درآمد مستقل داشته باشد و ارزش برند خود را افزایش دهد. تا زمانی که باشگاههای ایرانی مصرفکننده بودجههای سالانه باشند و نه مالک یا بهرهبردار داراییهای مولد، رؤیای ورزشگاه اختصاصی همچنان دور از دسترس خواهد بود. فوتبال ایران هوادار، سابقه و ظرفیت اقتصادی لازم برای تبدیل شدن به یک صنعت بزرگ را دارد؛ اما بدون زیرساخت و مدل اقتصادی پایدار، این ظرفیت همچنان در چرخهای از بدهی، وابستگی، هزینههای کوتاهمدت و فرسودگی زیرساختها هدر خواهد رفت.
منبع: khabaronline.ir – کد خبر: 2260705
