فوتبال ایران با وجود استعدادهای فراوان، در ساختن بازیکنان در سطح آکادمی‌های معتبر اروپایی مانند لامسیا ناکام مانده است. این موضوع ریشه در اولویت‌بندی نادرست باشگاه‌ها، مشکلات مدارس فوتبال و نبود ساختار حمایتی دارد.

به گزارش مگزین و به نقل از خبر آنلاین، آکادمی لامسیا بارسلونا، با معرفی ستارگانی چون ژاوی، اینیستا و مسی، الگویی موفق در پرورش بازیکنان فوتبال به شمار می‌رود. این آکادمی حتی در دوران بحران مالی، توانسته نیازهای تیم اصلی را با بازیکنان جوان خود تأمین کند. در مقابل، باشگاه‌های بزرگ ایران با وجود هزینه‌های هنگفت، هنوز نتوانسته‌اند به چنین سطحی از بازیکن‌سازی دست یابند.

اولویت‌بندی نادرست و مدارس فوتبال ناکارآمد

باشگاه‌های ایرانی بخش عمده بودجه خود را صرف نقل‌وانتقالات و جذب بازیکنان آماده می‌کنند، در حالی که سرمایه‌گذاری بر فوتبال پایه، امکانات تمرینی و ساختار آکادمی در اولویت‌های پایین‌تر قرار دارد. این رویکرد منجر به کاهش توان رقابتی فوتبال ایران در بلندمدت می‌شود. استقلال در فصل جاری، با بسته شدن پنجره نقل‌وانتقالات، فرصتی برای استفاده از بازیکنان جوان یافت که اهمیت اعتماد به محصولات آکادمی را یادآوری کرد.

بسیاری از مدارس فوتبال نیز از رسالت اصلی خود فاصله گرفته و به مراکز درآمدزایی تبدیل شده‌اند. شهریه خانواده‌ها بر آموزش اصولی و استعدادیابی علمی اولویت یافته است. نبود نظارت کافی، استفاده از نام باشگاه‌های معتبر و کمبود مربیان صلاحیت‌دار، مسیر کشف استعدادها را با مشکل مواجه کرده است. همچنین، شکاف جدی میان منافع کوتاه‌مدت باشگاه‌ها و منافع بلندمدت فوتبال ملی، همکاری با تیم‌های ملی پایه را دشوار ساخته است.

سپاهان؛ نمونه‌ای موفق‌تر در ایران

باشگاه سپاهان با اتکا به پشتوانه مالی، شبکه‌ای گسترده برای استعدادیابی ایجاد کرده و بازیکنان متعددی را به تیم اصلی و تیم‌های ملی معرفی نموده است. حتی در زمان کاهش بودجه نقل‌وانتقالات، این باشگاه توانست بخشی از خلأ را با بازیکنان پرورش‌یافته در رده‌های پایه جبران کند. این مدل نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری روی آکادمی می‌تواند به پشتوانه‌ای واقعی تبدیل شود. در مقابل، باشگاه‌هایی مانند استقلال، پرسپولیس، تراکتور و فولاد نیز تلاش‌هایی داشته‌اند، اما فاصله امکانات با استانداردهای حرفه‌ای همچنان قابل توجه است.

شکاف اقتصادی و ساختاری با فوتبال اروپا

فاصله ایران با آکادمی‌های اروپایی تنها به کیفیت تمرینات محدود نمی‌شود. در باشگاه‌های بزرگ اروپا، فوتبال پایه بخشی از مدل اقتصادی باشگاه است و فروش بازیکنان پرورش‌یافته، درآمدزایی قابل توجهی دارد. به همین دلیل، بودجه آکادمی، مربیان تخصصی، علم داده، روان‌شناسی ورزشی و پزشکی، هزینه‌هایی ضروری تلقی می‌شوند. بارسلونا توانست از دل بحران مالی، نسل جدیدی از ستاره‌ها را وارد تیم اصلی کند. اما در ایران، بازیکن پایه بیشتر هزینه محسوب می‌شود تا سرمایه. همچنین، تفاوت در سبک آموزشی در رده‌های سنی مختلف، روند انتقال بازیکن به تیم اصلی را دشوار می‌کند.

فوتبال ایران از نظر استعداد خام کمبودی ندارد، اما فاقد ساختاری است که بتواند این استعداد را به محصول نهایی تبدیل کند. تجربه سپاهان نشان می‌دهد ثبات مدیریتی، بودجه مشخص و برنامه بلندمدت، نتایج قابل مشاهده‌ای به همراه دارد. تا زمانی که اکثریت باشگاه‌ها فوتبال پایه را هزینه‌ای جانبی بدانند، فاصله با مدل‌های موفق اروپایی کاهش نخواهد یافت، به ویژه در شرایطی که رقبای آسیایی مانند ژاپن، کره جنوبی، عربستان و قطر به سرعت در حال توسعه زیرساخت‌های خود هستند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا زمان آن نرسیده که آکادمی‌ها به مهم‌ترین سرمایه باشگاه‌ها تبدیل شوند، یا فوتبال ایران همچنان باید میان خریدهای پرهزینه و حسرت ساختن نسل بعدی ستاره‌ها باقی بماند؟

منبع: khabaronline.ir – کد خبر: 2266745