روند نگرانکنندهای در فوتبال ایران شکل گرفته که نقد ورزشی را به اتهامزنی سیاسی تبدیل میکند. اظهارات علیرضا بیرانوند و امیر قلعهنویی علیه منتقدان، و همچنین محدودیتهای اعمالشده علیه برنامه «فوتبال ۳۶۰»، نشانههایی از این تغییر زمین منازعه است.
به گزارش مگزین و به نقل از خبر آنلاین، اتهامزنی سیاسی در فوتبال ایران، بهویژه در میان بخشی از تیم ملی و حامیانش، جایگزین پاسخگویی ورزشی شده است. این روند، که با حمله سیاسی علیرضا بیرانوند به علی دایی و سپس گسترش آن در سخنان امیر قلعهنویی آغاز شد، منتقدان را به سمت ارعاب و حذف غیرورزشی سوق میدهد.
هدف این گزارش، فراتر از افراد، بررسی شکلگیری روندی نگرانکننده است که نقد ورزشی را از زمین فوتبال خارج کرده و منتقد را به میدان اتهامهای سیاسی میکشاند. در حالی که بازیکنان و مربیان حق دفاع از عملکرد خود را دارند، پاسخ به نقدها باید با استدلال و مستندات ورزشی ارائه شود، نه با برچسبهایی چون «بیوطنی» یا «ایرانفروشی».
از نقد علی دایی تا محاکمه سیاسی
واکنش علی دایی و کریم باقری به تمجید علیرضا بیرانوند از امیر قلعهنویی، با انتقاد از بیرانوند و نتایج تیم ملی آغاز شد. بیرانوند در پاسخ، علی دایی را به استفاده از «لابی سیاسی»، «رانتخواری» و «فرصتطلبی» متهم کرد و با استناد به عبارتی از پیام نوروزی دایی، او را به «همسفره شدن با کسانی که آرزوی بمباران ایران را داشتهاند» متهم ساخت. این اتهامزنی، با جابهجایی تاریخ پیام نوروزی، اعتبار ملی و میهنی دایی را هدف قرار داد.
قلعهنویی؛ صورت گستردهتر یک روش
امیر قلعهنویی نیز در برنامه «فوتبال برتر»، برخی منتقدان را «بیوطن» و «ایرانفروش» خواند و انتقادهای آنان را به حسادت و عقدهگشایی نسبت داد. این رویکرد، که از سوی سرمربی تیم ملی تکرار شد، الگوی رفتاری جایگزینی اتهامزنی سیاسی با پاسخگویی ورزشی را تقویت میکند. سازوکار این روش، زیر سؤال بردن صلاحیت اخلاقی و سیاسی پرسشکننده است، بهجای پاسخ به اصل پرسش.
از ارعاب منتقد تا برخورد غیرورزشی
حداقل پیامد این روند، گسترش خودسانسوری است؛ جایی که افراد پیش از نقد، از احتمال متهم شدن به «بیوطنی» یا «همراهی با دشمن» نگران میشوند. خطر بزرگتر، فراهمشدن زمینه فشار و برخوردهای غیرورزشی است. وقتی چهرههای رسمی تیم ملی، منتقدان را «بیوطن» یا «ایرانفروش» معرفی میکنند، اتهامها بار سیاسی و امنیتی سنگینی پیدا میکنند.
از «ایرانفروش» تا «اپوزیسیون رسانهای»
نگرانی از سیاسیشدن اختلافهای فوتبالی به عادل فردوسیپور و برنامه «فوتبال ۳۶۰» نیز کشیده شد. خبرگزاری ایرنا گزارش داد که قلعهنویی و بیرانوند خواستار برخورد با فردوسیپور و برنامهاش شدهاند، زیرا واکنشنشانندادن برنامه به جنگ را مورد انتقاد قرار دادند. فردوسیپور ضمن رد تخریب تیم ملی و تأکید بر نقد فنی، ناچار به توضیح درباره وطندوستی و دلایل تعطیلی برنامه شد. پس از این اتفاقات، سایت فوتبال ۳۶۰ از دسترس خارج و اپلیکیشن آن حذف شد. قوه قضاییه هرگونه ارتباط با این موضوع را تکذیب کرد و این امر، پرسش درباره مرجع تصمیمگیرنده و مبنای قانونی این محدودیت را جدیتر کرد.
روزنامه «روزپلاس» با توصیف فعالیت فردوسیپور بهعنوان «اپوزیسیون رسانهای علیه ساختار حاکم»، مرز میان نقد فوتبال و داوری درباره وفاداری سیاسی را کمرنگتر نشان داد. در جلسه هیئت دولت، رئیسجمهور دستور پیگیری جدی موضوع و جلوگیری از بروز مسائل بدون هماهنگی را صادر کرد.
رسانه ملی؛ سکوتی که بیطرفانه نبود
رسانه ملی نیز در عادیشدن این ادبیات نقش داشته است. عدم مداخله حرفهای مجری هنگام طرح اتهاماتی چون «بیوطنی» علیه منتقدان، باعث شده تا این رسانه به تریبونی یکطرفه برای طرح اتهام تبدیل شود.
فدراسیون نمیتواند فقط تماشا کند
فدراسیون فوتبال باید موضع خود را در قبال استفاده اعضای تیم ملی از برچسبهای سیاسی برای پاسخگویی به منتقدان روشن کند. ادامه سکوت، ممکن است به معنای تأیید این ادبیات تلقی شود. دفاع از اعضای تیم ملی نباید به معنای تأیید ادبیات آنان باشد و فدراسیون باید میان دفاع و تأیید، مرز روشنی قائل شود.
منبع: khabaronline.ir – کد خبر: فاقد کد
