تحلیل عمیقی از چالش‌های مربیگری در پرسپولیس، با تمرکز بر اهمیت شناخت فردی بازیکنان و مدیریت ذهنی آن‌ها. این یادداشت به مهدی طاهرخانی، مربی پرسپولیس، توصیه می‌کند که به جای تمرکز بر زمان‌بندی تعویض‌ها، به ویژگی‌های منحصر به فرد هر بازیکن توجه کند تا از پتانسیل کامل تیم بهره‌مند شود.

به گزارش مگزین و به نقل از خبر آنلاین، ذهنیت بخشی از هواداران پرسپولیس نسبت به مهدی طاهرخانی، سرمربی تیم، از ابتدا با تردیدهایی درباره رویکرد محتاطانه و نتیجه‌گرای او همراه بود. دو بازی ابتدایی تا حدی این نگرانی‌ها را برطرف کرد، اما شکست اخیر در تبریز بار دیگر این پرسش‌ها را زنده کرده است.

مدیریت بازیکنان؛ کلید موفقیت

گاهی برای درک مسائل پیچیده فوتبال، نیازی به تحلیل‌های آماری و اصطلاحات تخصصی نیست. مقایسه رافینیا در بارسلونای ژاوی و تیم هانسی فلیک، گویای تفاوت در رویکرد مربیان است. رافینیا در دوران ژاوی، با علم به اینکه حدود دقیقه ۶۵ تعویض خواهد شد، دچار اضطراب و فشار می‌شد. این پیش‌بینی از زمان تعویض، مانند یک سم آرام عمل می‌کرد و بر عملکرد او تأثیر منفی می‌گذاشت. اما فلیک با ایجاد اطمینان در بازیکن که تعویض‌ها بر اساس تصمیمات فوتبالی و نیاز بازی صورت می‌گیرد، این فشار را از او برداشت. این رویکرد به بازیکن اجازه می‌دهد تا با آرامش بیشتری بازی کند و فرصت کافی برای اثبات خود داشته باشد.

این اصل در مورد بازیکنان پرسپولیس نیز صدق می‌کند. علی علیپور، به عنوان یک مهاجم، نیازمند اعتماد و امنیت روانی است. او باید احساس کند که تا پایان بازی فرصت دارد و یک نیمه ضعیف به معنای پایان کارش نیست. مهاجمی مانند علیپور ممکن است در طول بازی محو باشد، اما در یک لحظه حساس، توانایی تغییر سرنوشت بازی را دارد. اگر او با این ذهنیت وارد زمین شود که در زمان مشخصی تعویض خواهد شد، آرامش و اعتماد خود را از دست می‌دهد و این می‌تواند منجر به افت فنی او شود.

اورونوف نیز نمونه دیگری است. ارزش او تنها با معیارهای آماری مانند دوندگی یا پرس کردن سنجیده نمی‌شود. اورونوف بازیکنی است که می‌تواند با یک حرکت انفرادی، قفل دفاعی حریف را باز کند. پرسپولیس در دوره اوسمار از این توانایی بهره برد. در بازی مقابل نساجی، با وجود ده نفره شدن تیم، اورونوف در زمین ماند و با یک حرکت سرنوشت‌ساز، پیروزی را برای تیم رقم زد. قهرمانی‌ها گاهی نتیجه تشخیص‌های ساده‌ای مانند حفظ بازیکنان کلیدی در زمین است.

چالش مدیریت نیمکت پرمهره

مهدی طاهرخانی با چالشی بزرگ در پرسپولیس روبروست: مدیریت نیمکت پرمهره. تصور اینکه باید به همه بازیکنان فرصت بازی داد، اشتباه است. تیم‌های قهرمان نیازمند ثبات در ترکیب اصلی هستند. بازیکنان کلیدی باید ماه‌ها در کنار هم بازی کنند تا هماهنگی لازم ایجاد شود. برانکو و یحیی گل‌محمدی نیز در دوران موفقیت خود، ترکیب ثابتی داشتند و حریفان با وجود آگاهی از ترکیب، قادر به توقف آن‌ها نبودند. قدرت واقعی در هماهنگی است، نه غافلگیری هفتگی.

هر تعویض باید پاسخی روشن داشته باشد: آیا بازیکن خسته است؟ آیا بازی نیاز به تغییر تاکتیکی دارد؟ صرف رسیدن زمان مشخصی برای تعویض، دلیل موجهی نیست. فوتبال مدرسه نیست که بخواهیم به همه دقیقه بازی بدهیم. بازیکن باید زمانی وارد زمین شود که نیاز بازی به حضور او احساس می‌شود.

طاهرخانی مربی باتجربه‌ای است، اما پرسپولیس باشگاهی متفاوت است که زمان در آن سریع‌تر می‌گذرد و فرصت آزمون و خطا محدود است. ترس از فوتبال محتاطانه و نتیجه‌گرایی، بخشی از نگرانی‌های اولیه هواداران بود که با شکست اخیر دوباره زنده شده است. اگر این روند در بازی‌های حساس تکرار شود، اصلاح تصویر اولیه دشوار خواهد بود.

بنابراین، طاهرخانی باید پیش از آنکه شرایط برایش تصمیم بگیرد، خود دست به کار شود. ترکیب اصلی و ستون‌های تیمش را مشخص کند. به بازیکنان کلیدی خود امنیت روانی بدهد و بپذیرد که نمی‌توان همه نیمکت‌نشین‌ها را در طول فصل راضی نگه داشت. اگر علیپور مهاجم اول تیم است، باید این را احساس کند. اگر اورونوف توانایی باز کردن قفل دفاعی را دارد، باید با ویژگی‌های خودش سنجیده شود. مربیگری هنر رفتار درست با آدم‌های متفاوت است، نه رفتار یکسان با همه.

ژاوی به ساعت نگاه می‌کرد، فلیک به بازیکن. اکنون مهدی طاهرخانی باید مراقب باشد در پرسپولیس بیش از حد به ساعت خیره نشود، زیرا در این باشگاه، عقربه‌ها سریع‌تر از آنچه تصور می‌شود حرکت می‌کنند و خیلی زود دیر می‌شود.

منبع: khabaronline.ir – کد خبر: 2266068